در جاده‌ی سبز امید

 

بعله ما هم دیروز از حدود ساعت پنج توی زنجیره بودیم و حدود ساعت ده شب رسیدیم خونه. ما سر میرداماد جلوی اسکان بودیم. اولش همه چیز تحت کنترل بود. یعنی مردم توی پیاده رو ها بودند و ماشین ها توی خیابون تردد داشتند اما کمکم مردم رفتند وسط خیابون و حدود ساعت شیش دیگه ماشین ها نمی تونستند حرکت کنند. شعار هایی هم داده می شد و ما هم در دادن شعار ها همراهی و همیاری می کردیم. بعد که دیگر تردد ماشین ها در خیابان غیر ممکن شده بود، ما رفتیم روی آکس وسط خیابان بالای نرده ها نشستیم و دیدیم از آن دور تر ها از حوالی میدان ونک دسته هایی مشاهده می شوند که عین تظاهرات اول انقلاب بود و کم کم به ما نزدیک شدند و به زنجیره ای ها و مردم می گفتند که بهشان بپیوندند و با شعار "بیا تو / بیا تو " ما را تشویق به پیوستن می کردند اما خب ما نگاهی به ساعت انداختیم و دیدیم حدود هشت شب است و اگر بخواهیم به حرف آنها گوش کنیم دیگر معلوم نیست چه موقع می توانیم برگردیم خانه. آنها به سمت پارک ملت می رفتند و خیلی شور و شعف داشتند. دلم می خواست ببینم احمدی نژاد وقتی داشته برای مناظره می رفته صدا و سیما هم از میان همین جمعیت رد شده؟...

بعد ما میرداماد را پیاده راه افتادیم سمت خانه و بعد از کمی پیاده روی دیدیم از پشت سرمان صدای شعار می آید و نگاه کردیم دیدیم بله !تکه ای از همان زنجیر انگار کنده شده و رها شده توی میرداماد ما هم کمی ایستادیم تا زنجیر به ما رسید و ما هم به آنها پیوستیم و خوش و خرم و شعار دهان رسیدیم تا میدان محسنی و آنها تصمیم داشتند همانجا بمانند و به شعار دادن هایشان ادامه بدهند اما ما آمدیم سمت خانه.

بعد فهمیدیم حمید هم که ساعت شش انگار قرار داشته  توی شلوغی های همان سر میرداماد گیر کرده و به قرارش نرسیده و تنها باری بوده که از بند آمدن راه خوشحال بوده .

 

/ 0 نظر / 7 بازدید