یه کمی

 

من یه کمی حوصله دارم، یه کمی ندارم.

یه کمی هم حساب زمان داره با من شوخی می کنه و هی کم و زیاد میشه. قر و قمیش میاد. مثل آیینه های موج دار گاهی چاق میشه، گاهی هم به لاغری سوزن. یا مثل وقتی که آدم خودشو توی چیز براقی مثل سماور نگاه کنه و صورتشو آروم بالا و پایین ببره گاهی پیشانیش دراز و کشیده میشه وگاهی چشماش جای تمام صورتشو می گیره...شایدم می خواد منو بخندونه. نمی دونم!  در هر صورت، اینه که یه کمی هم هاج و واج موندم. اما فکر کنم درست میشه. یعنی دارم درست میشم.

/ 0 نظر / 6 بازدید