پیشنهادات خوشبو

 البته سیگاری نشده ام هنوز. نوین مسخره ام می کند که حتی نتوانسته ام تا به حال یک سیگار را  بی دردسر روشن کنم! یکبار دیروز روشن کردم و به خیال خودم رفتم توی بالکنِ شمعدانی ها و خواستم بکشم که دیدم خاموش است! 



از وقت مقابله بدون خشونت مان با گازهای اشک آور دو پاکت مارلبرو داریم. یکی لایت و یکی هم قرمز. دیروز قرمزه بود که هیچ ازش خوشم نیامد. یعنی در واقع از فعل کشیدن و حالت کشیدنش خوشم می آید اما از بویش نه! برای همین فکر کردم باید یک سیگار خوشبویی توی دنیا باشد. نمی شود که نباشد. 

بعد هی یاد مادر بزرگم می افتم که هر وقت دایی ام که از آلمان آمده بود، دوباره برمیگشت و دیدارش می افتاد به یک سال دیگر، مادر بزرگم یکی دو ماه سیگاری می شد. می نشست توی حیاط با صفایش و پایش را می انداخت روی پایش و آرنج ِ دستی که سیگار لای انگشت هایش بود را می گذاشت بر پای روی پا انداخته اش و چشم هایش را کمی بسته می کرد و پک های عمیق می زد به سیگار. انگار که سیگارش غصه اش را تسکین میداد. غم دوری را به تعویق می انداخت ... 

من هم این روز ها دنبال همان حسم شاید. به شرطی که بویش برایم قابل تحمل باشد!

حالا یکی گفته "اسپرینگ واتر" بوی پیپ می دهد، یکی گفته "مدوکس وانیلی"، یکی گفته "مور" و من همچنان پذیرای پیشنهادات خوشبو هستم. 

دو نقطه پرانتز بسته. 

/ 0 نظر / 69 بازدید