حالم

امروز دلم خیلی گرفته بود. اندکی تب هم مزید بر علت شد. از این که می بینم این همه بی جان و توان شده ام از خودم بدم می آید. دلم می خواهد همینطور یک جوری محو شوم.

گفته بودند توی ده روز اول مصرف فلوکسیتین ممکن است حتی علائم افسردگی تشدید شود.امروز از همیشه بد تر بودم. حالا درست یک هفته است که دارم می خورمش. نمی دانم از فردا هر روز بخورم؟ یا از شنبه؟ ... حالم خوب نیست. شاید این ها هذیان باشد. با این حال باید بروم برای مادر هم خرید کنم. باز نفس هایم سنگین شده. دایی می آید در حالیکه هیچ پول نداریم. درحالیکه حمید باز یک چک دارد که می گوید از حساب مادر یا دایی بهش پول بدهم. در حالیکه من دیگر دلم نمی خواهد به مبلغ بدهی هایی که نمی دانم چه موقع می توانیم بازپرداختش کنیم باز هم اضافه شود...

ششصد هزار تومان هم مجموع قبض های برق و گاز و تلفن است که برای ساختمان آمده و شرکای نازنین ما حاضر به پرداخت شارژ نیستند.

یعنی داروی ضد افسردگی این حرف ها را می فهمد و به من ثابت می کند که زندگی قشنگ تر از این صحبت هاست؟ ....

/ 0 نظر / 5 بازدید